بررسی عقاید ژاک لاکان در نمایشنامه ی «از پشت شیشه ها» اثر اکبر رادی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشکد هی ادبیات و زبان های خارجی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، ایران

2 دانش آموخته ی زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، ایران

چکیده

ژاک لاکان روان­پزشک معروف فرانسوی است که در آثارش علاقه­ی خود را به فلسفه و ادبیات ابراز کرده است. او نفسِ انسانی را متشکل از سه نظمِ مهمِ روانی با نام­های خیالی، نمادین و واقع می­داند. وی معتقد است که ساختارِ ضمیر­ناخودآگاهِ انسان همانند ساختارِ زبان عمل می­کند. به عقیده­­ی لاکان، زبان ترکیبی از دال­ها و مدلول­ها است. یکی از نکات اساسی در نظریات لاکان حضور احساسات و عوامل منفی چون بیگانگی، پرخاشگری، ناامیدی، فقدان و غیره است. این­گونه احساسات از مرحله­ای آغاز می­شوند که لاکان آن مرحله را آینه­ای می­خواند. مرحله­ی آینه­ای هنگامی رخ می­دهد که کودک خود را درون آینه می­بیند و پی می­برد که مستقل از وجود مادر است. آثار بر جای مانده از این مرحله تا آخر عمر، بر روی ذهن انسان­ها که در تعریف لاکانی، سوژه خوانده می­شوند، ادامه یافته، همه­ی آنها را تبدیل به یک روان­نژند می­کند. اگر مشکلات زندگی بر یک فرد فشار وارد کند، آن فرد برای فرار از واقعیت ممکن است زندگی در توهم و دور از زندگیِ معمولِ اجتماعی را ترجیح دهد. در این مقاله تلاش بر این است که شخصیت­های موجود در نمایشنامه­ی «از پشت شیشه­ها» اثر اکبر رادی به مثابه­ی سوژه­ی موردِ بحثِ فلسفیِ تعریف شده توسط لاکان قرار ­گیرند. تحلیل دیالوگ­های موجود در این اثر بیانگر حضور عواملی است که ثابت می­کنند که این شخصیت­ها از مشکلات ذهنی چون بیگانگی، نا­امیدی، پرخاشگری و فقدان در عذابند، بنابراین به واسطه­ی دوری از اجتماع، با کتاب خواندن، و کتاب نوشتن از واقعیت می­گریزند و در پشت شیشه­ها، دنیایی متفاوت را برای خود ایجاد می­کنند.

کلیدواژه‌ها