نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

چکیده

واژۀ شیء­وارگی[1] که در اندیشه مارکسیسم غربی پا گرفت، مفهوم بت­انگاری کالا در نظام سرمایه­داری است که بن­مایه­ اصلی اندیشه «جورج لوکاچ[2]» است. اولین دلالت­های خود را از مفاهیم بیگانگی[3] و بت­انگاری کالای[4] مارکس[5] و مفهوم عقلانی شدن[6] وبر[7] می­یابد و مکتب فرانکفورت با تعبیر عقلانیت مدرن به عقلانیت ابزاری این نقد را ادامه می­دهد. این جستار با تکیه بر اندیشه لوکاچ در زمینه شناخت کلیت واقعیت اجتماعی، از طریق تعامل دوسویه فرهنگ و جامعه به بررسی شیء­وارگی در آثار نویسنده معاصر «زویا پیرزاد» پرداخته است. توجه نویسنده به مسائلی چون بی­توجهی به طبقه کارگر، تلاش طبقه کارگر برای احقاق حقوق از دست رفته و مسائلی از این دست در این رمان­ها نمود دارد. نویسنده حامی طبقه کارگر و مخالف طبقه سرمایه­دار و پرولتاریا است. رمان­های پیرزاد، داستان زندگی افرادی است که در سطح پایین جامعه زندگی می­کنند. طبقه زحمتکشی که در جامعۀ   سرمایه­داری تحت سلطه نظام سرمایه­داری حاکم بر جامعه است. شخصیت­های رمان که نمونه کوچکی از جامعه بیرون نیز هست، همگی به طبقه فرودستی تعلق دارند که به دنبال دستیابی به حقوق تضییع­شده­شان هستند. نویسنده به واسطه قهرمان داستان­هایش به انتقاد از نظام سرمایه­داری برخاسته است.



1Reification


[2]George Lukacs


[3]Alicnation


[4]Fetishism


[5]Karl marx


[6]Rationalization


[7]Weber

کلیدواژه‌ها