نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه شهید بهشتی،تهران، ایران

3 دانشیار گروه زبان وادبیات فارسی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران.

چکیده

جامعة ایران در عصر قاجار و آستانة مشروطه جامعه‌ای استبدادزده و مستضعف بود و مواجهه با «غرب/‌دیگریِ» متمدن و مقتدر، عمق عقب‌ماندگی‌ها و نابسامانی‌های این مملکت را نمایاند و «خودِ» ناآگاه و بی‌دانش ایرانیان را دربرابر چشمان بهت‌زدة آنان قرار داد. میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله، منورالفکر دوران پیشامشروطیت، با آثار و رساله‌هایش در تهییج و چرخش افکار مردم به‌سویِ «دیگری» و گریز از خویشتن سهم بزرگی داشت. او کوشید تا با زمینه‌سازی برای تغییر گفتمان قاجار و استقرار گفتمان دموکراسی، جامعة درحال احتضار ایران را احیا کند. پرسش اصلی این مقاله چگونگی بازتاب «خود» و «دیگری» در مکتوبات ملکم و تأثیر رویکرد او در شکل‌گیری هویت ایرانیِ متجدد است. پژوهش حاضر نشان می‌دهد ملکم با اتخاذ سازوکارهایی سیاسی، ضمن افشاگری اوضاع داخلی کشور و نقد صریح شرایط موجود، همچنین تلاش برای به‌حاشیه راندن و حذف گفتمان دیرینِ سلطنت‌طلبی در ایران، به برجسته‌سازی گفتمان اروپایی و تقدیم جایگاه «دیگری» ارتقادهنده و توسعه‌بخش به غرب و فرهنگ و مظاهر تمدن غربی می‌پردازد و مساعی قلم وی مصروف استقرار گفتمان آزادی‌خواهِ قانون‌مدار ازطریق حذف «خود» و پذیرش «غیر» است. در این تحقیق، مسئلة «خود» و «دیگری» از منظر ملکم، با بررسی مجموعه آثار وی و کاربست روش توصیفی ـ تحلیلی بررسی می‌شوند.

کلیدواژه‌ها